تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
وبلاگ شخصی علیرضا یونسی


چند روز پیش سر کلاس استادی بودم یه تکه شعر از مجتبی کاشانی خواند خیلی زیبا بود 

خواستم بنویسم شما هم بخونید و استفاده ببرید :

ذهن ما باغچه است


گل در آن باید کاشت


گر نکاری، گلِ من


علف هرز در آن می روید


زحمتِ کاشتنِ یک گل سرخ


کمتر از زحمتِ برداشتنِ هرزگیِ آن علف است...




پ.ن ~ متن کامل شعر به نام ذهن ما :


ذهن ما زندان است،


ما در آن زندانی.


قفل آن را بشکن،


در آن را بگشای


و برون آی از این دخمه ظلمانی.


نگشایی گل من، خویش را حبس در آن خواهی کرد.


همدم جهل در آن خواهی شد،


همدم دانش و دانایی محدوده خویش.


و در آن ویرانی


همچنان تنگ نظر می مانی.


هر کسی در قفس ذهنی خود زندانی است.


ذهن بی پنجره بی پیغام است.


ذهن بی پنجره دود آلود است.


ذهن بی پنجره بی فرجام است.


بگشاییم در این تاریکی روزنه ای


و بسازیم در آن پنجره ای،


بگذاریم ز هر دشت نسیمی بوزد،


بگذاریم ز هر موج خروشی بدمد،


بگذاریم که هر کوه طنینی فکند،


بگذاریم ز هرسوی پیامی برسد.


بگشاییم کمی پنجره را...


بفرستیم که اندیشه هوایی بخورد،


و به مهمانی عالم برود.


گاه عالم را در خود به ضیافت ببریم.


بگذاریم به آبادی عالم قدمی


و بنوشیم ز میخانه هستی قدحی،


طعم احساس جهان را بچشیم،


و ببخشیم به احساس جهان خاطره ای.


ما به افکار جهان درس دهیم


و ز افکار جهان مشق کنیم.


و به میراث بشر، دین خود را بدهیم،


سهم خود را ببریم،


خبری خوش باشیم،


و خروسی باشیم،


که سحر را به جهان مژده دهیم،


نور را هدیه کنیم.


و بکوشیم جهان، به طراوت و ترنم، تسکین و تسلی برسد.


و بروید گل بیداری، دانایی، آبادی


در ذهن زمان.


و بروید گل بینایی، صلح، آزادی، عشق


در قلب زمین.


ذهن ما باغچه است،


گل در آن باید کاشت


و نکاری گل من، علف هرز در آن می روید.


زحمت کاشتن یک گل سرخ


کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است!


گل بکاریم بیا


تا مجال علف هرز فراهم نشود.


بی گل آرایی ذهن


نازنین،


نازنین،


هرگز آدم، آدم نشود...


مجتبی کاشانی


نظرات (۱)

  • محمدرضا جوکار
    شنبه ۱۶ مرداد ۹۵ , ۰۳:۳۴
    این شعر هم بخونید عالیه :
    "به نام نامی دوست"

     

    در مجالی که برایم باقیست،

    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

    که در آن همواره اول صبح

    به زبانی ساده

    مهر تدریس کنند،

    و بگویند خدا

    خالق زیبایی

    و سراینده ی عشق

    آفریننده ماست . . .


    مهربانیست که ما را به نکویی

    دانایی

    زیبایی

    و به خود می خواند

    جنتی دارد نزدیک، 

    زیبا و بزرگ،

    دوزخی دارد - به گمانم -

    کوچک و بعید؛

    در پی سودایی ست

    که ببخشد ما را

    و بفهمانَدِمان

    ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست!

    در مجالی که برایم باقیست،

    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

    که خرد را با عشق

    علم را با احساس

    و ریاضی را با شعر

    دین را با عرفان

    همه را با تشویق تدریس کنند!

    لای انگشت کسی

    قلمی نگذارند،

    و نخوانند کسی را حیوان،

    و نگویند کسی را کودن،

    و معلم هر روز

    روح را حاضر و غایب بکند!

    و به جز از ایمانش

    هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند

    مغز ها پر نشود چون انبار

    قلب خالی نشود از احساس

    درس هایی بدهند

    که به جای مغز، دل ها را تسخیر کند!

    از کتاب تاریخ،

    جنگ را بردارند

    در کلاس انشاء

    هر کسی حرف دلش را بزند . . .

    غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند

    تا کسی بعد از این

    باز همواره نگوید: "هرگز"

    و به آسانی هم رنگ جماعت نشود!

    زنگ نقاشی تکرار شود،

    رنگ را در پاییز تعلیم دهند،

    قطره را در باران،

    موج را در ساحل،

    زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه

    و عبادت را در خلقتِ خلق . . .

    کار را در کندو

    و طبیعت را در جنگل و دشت؛

    مشق شب این باشد،

    که شبی چندین بار

    همه تکرار کنیم:

    عدل

    آزادی

    قانون

    شادی

    امتحانی بشود

    که بسنجد ما را

    تا بفهمند چقدر

    عاشق و آگه و آدم شده ایم . . .

    در مجالی که برایم باقیست،

    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم

    که در آن آخر وقت،

    به زبانی ساده

    شعر تدریس کنند 

    و بگویند که تا فردا صبح 

    خالق عشق نگهدار شما . . .



    مجتبی کاشانی
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

چو رسی به طور سیــنا ارنـی بگو و مـــگذر /// تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی